غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
256
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
القائم بأمر الله عبد الله پسر القادر باللّه چون القادر باللّه بمرد با پسرش القائم بامر الله در سال 422 تجديد بيعت شد . پدرش در سال 421 او را به ولايتعهدى برگزيده و برايش بيعت گرفته بود . در سال 422 ، روميان شهر رها را تصرف كردند . اين شهر در دست نصير الدوله پسر مروان بود . هم در اين سال لشكريان سلطان مسعود ، پسر سلطان محمود بن سبكتكين ، فرمانرواى خراسان به كرمان گسيل شدند و آنجا را تصرف كردند . در سال 425 نبرد سختى ميان نور الدوله دُبَيس [ بن على بن مزيد ] و برادرش ابو قوّام ثابت در گرفت ولى پس از آن ميانشان صلح افتاد و با يك ديگر پيمان بستند . بساسيرى به يارى ثابت آمده بود و چون شنيد كه دو برادر آشتى كردهاند به بغداد بازگشت . اينان از اعراب بنى اسد و خفاجه بودند . هم در اين سال رومانوس پادشاه روم از دنيا برفت و پس از او مردى صيرفى كه از خاندان شاهى نبود به جايش نشست . زيرا دختر قسطنطين او را برگزيد و با او ازدواج كرد . در سال 427 الظاهر لاعزاز دين الله خليفهء علوى مصر از دنيا رفت . الظاهر مصر و شام را در تصرف داشت و به نام او در افريقيه خطبه مىخواندند . پس از او پسرش ابو تميم به پادشاهى رسيد و المستنصر باللّه لقب يافت . در سال 429 ركن الدوله ابو طالب طغرلبيگ محمد بن ميكائيل بن سلجوق وارد نيشابور شد و آنجا را در تصرف آورد . در سال 430 سلطان مسعود از غزنه به بلخ رفت و سلجوقيان را از خراسان براند . هم در اين سال شبيب بن وثاب النميرى فرمانرواى حرّان و رَقّه ، به نام امام القائم بامر الله خطبه خواند و خطبه به نام المستنصر باللّه علوى صاحب مصر را قطع كرد . در سال 432 نوشتكين خواجهء بلخى با جماعتى از غلامان سرايى همدست شدند و بر سلطان مسعود بشوريدند و او را گرفتند و برادرش محمد را بياوردند و بر او به امارت سلام كردند . محمد برادر خود مسعود را احضار كرد و گفت : من با تو